چاپ        ارسال به دوست

نشست علمی تخصصی نقد نظریه دین و قدرت دکتر سروش در دانشکده کرمانشاه

به گزارش ایحاء از کرمانشاه؛  با همکاری واحد فرهنگی و انجمن علمی دانشکده، نشست علمی تخصصی نقد نظریه "دین و قدرت" دکتر عبدالکریم سروش توسط دکتر سید محمد اسماعیلی عضو محترم هیأت علمی دانشکده علوم قرآنی خمین به صورت مجازی در سامانه الکترونیکی با حضور دانشجویان، توسط دانشکده علوم قرآنی کرمانشاه برگزار گردید .

در ابتدای نشست دکتر سید محمد اسماعیلی از ریاست محترم دانشکده علوم قرانی کرمانشاه جناب آقای دکتر چهری و همه دست اندر کارانی که زمینه های برگزاری جلسه را فراهم آوردند تشکر نمود، سپس  خاطر نشان کرد:

نکته اول: وجود دیدگاه های مخالف همیشه باعث شکوفایی علم هست که نمونه اش را در همین نظریات جناب آقای دکتر سروش شاهد هستیم، از سوی بزرگانی مانند: آیت جوادی املی و آیت سبحانی مورد بررسی و نقد قرار گرفته و چندین کتاب در این خصوص نگاشته شده است، همچنین مقالات متعددی در این راستا ارائه شده است. انچه که انتظار هست در مناظره های علمی باید ادب رعایت شود و احترام شخص مقابل حفظ شود که سفارش قرآن کریم و اهل بیت به مجادله احسن است .

نکته دوم: آیا ما با عقلمان می توانیم همه معارف دین را بفهمیم و همه چیز را تحلیل کنیم؟ اگر می توانستیم پس نیازی به غیب و آمدن انبیاء نبود. صدر المتالهین در مورد فهم معارف دینی قائل اند که از سه احتمال خارج نیست: اول: معارفی که عقل پذیر است مثل کمک به نیازمند.عدالت و... دوم: معارف عقل گریزاست به این معنا که عقل دارای محدودیت است و فکر انسان به آن نمی رسد و هیچ راهی برای پرداختن به آن وجود ندارد چرا که بعضی از تعالیم دین خارج از محدوده عقل انسان است مثل علت  اینکه نماز صبح دو رکعت است، در این موارد تنها باید به همان اندازه که در وحی به آن پرداخته است، اکتفا کرد .

سوم: معارف عقل ستیز که چنین چیزی در اسلام نداریم، یعنی معارفی وجود داشته باشد که عقل آنها را نپذیرد به دلیل اینکه پذیرفتن آنها منجر به تناقض شود.

یکی از اشکالات روشن فکران آن است که وارد بحث هایی می شوند که از قدرت و قلمرو  عقل خارج است، مانند بحث از شناخت دقیق وحی که در این موضوع تنها به همان اندازه ای که قرآن و سنت فرموده اند باید اکتفا کرد و عقل تنها به کلیات این موضوع می تواند بپردازد.

در ادامه ایشان به بیان سوالی پرداختند که آیت الله علی دوست از دکتر سروش پرسیده بودند که آیا دقت کرده اید که این بحث شما به نفع چه کسانی و به ضرر چه کسانی است؟ و البته آقای سروش در جوابیه شان به این سوال پاسخی ندادند. این بحث آقای دکتر سروش آب در آسیاب دشمن ریختن هست و به نفع داعش و دشمنان است.

دکتر اسماعیلی همچنین به بیوگرافی مختصری از زندگینامه دکتر سروش اشاره کردند که ایشان در دهه پنجاه به دانشگاه لندن برای ادامه تحصیل رفتند در لندن با دیدگاه های پوپر آشنا شد و ایشان بسیار متأثر از اندیشه های پوپر است در مصاحبه ای اعلام می کند درك معنای دقیق لیبرالیسم که برای من رخ داد، درك آن را مدیون پوپر، ماركس، كانت، هایك، رالز و دیگران هستم.

علاوه بر «لیبرالیسم» ایشان نسبی گرایی را هم از این فلاسفه آموخت که در اندیشه های ایشان به خوبی نمایان است.

از اردیبهشت سال 1367 وارد مرحله جدیدی شد و با کنارگذاشتن فلسفه علم، پای به عرصه هرمنوتیک و معرفت‌شناسی معارف دینی گذاشت. او با تدوین قبض و بسط تئوریک شریعت که به صورت مقالاتی در کیهان فرهنگی نیمه دوم دهه 1360 با عنوان بسط و قبض تئوریک شریعت منتشر شد، رویکرد نسبی‌گرایی معرفت دینی را نظام‌مند کرد.

و همین موجب عکس العمل هایی بر علیه ایشان شد، زیرا ایشان بر اساس مبانی فکری شان فهم دین را نسبی می دانستند و اصل دین صامت و ساکت بود و هر کسی فهمی از دین می تواند داشته باشد که این را در نظریه قبض و بست تئوریک شریعت بیان داشتند علاوه بر این دانش و اطلاعات هر کس در فهم دین او تأثیر گذار است که البته کلیت این دیدگاه درست نیست زیرا هر دانشی در فهم دین دخالت ندارد، مثلا اگر ما بفهمیم گاو مش حسن زایید چه تأثیری در فهم دین دارد!

دکتر سروش در سال ۱۳۶۸با موسسه امام رضا (ع) در قم همکاری می کرد و در آنجا دیدگاه های خود را در نشریات موسسه امام رضا تحت عناوین نظریه" انتظار بشر از دین" و"نسبی گرایی معرفت دینی" و "علم و دین"که مباحث چالشی هست مطرح کرد، البته بر نظریات ایشان نقد هایی هم وارد شد.

این روند ادامه داشت تا اینکه در سال ۱۳۷۴ ایشان از ایران خارج شد و به امریکا رفت و در سال۱۳۸۴در دانشکده سوربن فرانسه از او  دعوت شد و در آن جلسه اندیشه های شیعه را به چالش کشید. وی مدعی شد که"امامت و عصمت علی (ع) و ائمه معصومین جزء اصول نیست و اینکه امام علی (ع)خلیفه  نشد یک اتفاق بود"

درحالی که آیات و روایات از پیامبر (ص) مسئله ی دیگری بیان می کند و امام علی (ع) از طرف خدای متعال منصوب شدند.

چندی بعد ایشان در مورد هم جنس گرایی و ازدواج با محارم می گوید: "هر چند از نظر اخلاقی و شرعی هم جنس گرایی و ازدواج با محارم مذموم است، اما انسان های امروزی مایلند یک انسان حق مدار باشند تا یک حیوان تکلیف گرا"

و مثال هایی آورده اند و می گوید هم جنس گرایی یک حق است و به راحتی نمی توان آن را رد کرد.

در صورتی که حق باید مدارش حق الله باشد و خط قرمز ها مراعات شود چیزی که حرام است حقی باقی نمی ماند، البته مطابق دیدگاه دکتر سروش که مدار حق را انسان می داند یعنی امانیسم در آن صورت حق افراد هر چند فعل حرام هم باشد درست است.

اما در نظریه دین و قدرت دکتر سروش می گوید: "من معتقدم که قرآن کتاب خوف و خشیت است نه کتاب رحمت و مغفرت بگوید رعب و وحشت"و اشاره می کند به کتب دینی دیگر "تورات"وکتاب مقدس و بیان می کند که تعالیم دینی بنابر اقتضای آن زمان بوده است، گرچه در تورات هم احکام خشن وجود دارد، اما علمای یهود احکام آن را که مختص زمان های قبل بود کنار گذاشتند، اما در مورد قرآن چنین چیزی اتفاق نیافتاد.

دکتر سروش می گوید: «اسلام اولیه بُعد عشق ندارد. صوفیه بُعد عشق را به آن افزوده، اسلام منهای عشق مانند پرنده‌ای است که بخواهد با یک بال پرواز کند.

لازمه این سخن این است که کمال اسلام با تصوف است تا قبل از تصوف دیانت یک بال داشت و نمی توانست پرواز کند و به سبب تصوف بال دیگر پیداکرد بنابراین مولوی و ابن‌عربی کار ناقص پیامبر را تکمیل کردند، آنان پیام‌آور رحمت و مهر و عشق می‌شوند و هم مثنوی معنوی، الهام‌بخش محبت و رأفت و عطوفت؛ اما در قرآن، از اینها خبری نیست؛ لذا باید دست به دامن عرفان و تصوّف بزنیم تا این ضعف را برطرف کنیم و جنبه مهر و محبت را بر اسلام بیفزاییم.

این سخن که در قرآن خشونت غلبه بر رحمت دارد، سخن درستی نیست، با مراجعه به واژه های قرآن در می یابیم که رحمت و عطوفت در قرآن غلبه دارد، در قرآن ۳۲۷ مرتبه از عفو و مغفرت آمده است ۸۷ مرتبه از توبه گفته شده است، همچنین واژه های دیگر در مورد رحمت فراوان به چشم می خورد.

دکتر سروش درباره پیامبر می گوید که پیامبر اقتدارگر بوده است و این وجهه غالب شخصیت ایشان بوده، که در آیات قرآن خلاف این است و کلید موفقیت پیامبر را مهربانی او می داند: «فَبِمَا رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَلَوْ كُنْتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ»(آل عمران/159)؛ به سبب رحمت خداست كه تو با آنها اينچنين خوشخوى و مهربان هستى. اگر تندخو و سخت‌دل مى‌بودى از گِرد تو پراكنده مى‌شدند.

پیامبر آن قدر مهربان و عطوف بود که خداوند فرمود: فَلَعَلَّكَ باخِعٌ‏ نَفْسَكَ عَلى‏ آثارِهِمْ إِنْ لَمْ يُؤْمِنُوا بِهذَا الْحَديثِ أَسَفا(کهف/6)  لَعَلَّكَ باخِعٌ‏ نَفْسَكَ أَلاَّ يَكُونُوا مُؤْمِنين‏(شعراء/3) یا رسول الله اینقدر خودت را برای ایمان آوردن این مردم به سختی نیانداز، زیرا نزدیک است خودت را هلاک کنی.

دکتر سروش یکی از نمونه های اقتدارگرایی و خشونت طلبی را کشتن افراد مرتد می داند.

در حالی که اولا هر مرتدی حکمش اعدام نیست تنها در صورتی که شرایطی وجود داشته باشد که شخصی که مرتد فطری باشد و عامداً و اختیاراً و به قصد تخریب اسلام ارتدادش را اعلام کند در آن صورت حکمش اعدام است، و این حکم دقیقاً مانند کار یک جراح است که تصمیم می گیرد که یک عضوی از بدن را قطع کند و این زمانی است که هیچ چاره ای نماند جز قطع عضو زیرا اگر این عضو قطع نشود موجب نابودی کل بدن می شود.

نمونه دیگری که ایشان ذکر کرده است: بحث پرداخت جزیه برای غیر مسلمانان است که در قرآن آمد است: «حَتَّى يُعْطُوا الْجِزْيَةَ عَنْ يَدٍ وَهُمْ صَاغِرُونَ» که غیر مسلمانان با كمال‌ خوارى به دست خود باید جزيه دهند.

در حالی که علامه طباطبایی در ذیل این آیه فرموده اند این آیه اشاره به این مطلب دارد که غیر مسلمانان که در کشورهای اسلامی زندگی می کنند باید جزیه را به راحتی بپردازند و نباید قلدری کنند و از این کار سر باز زنند.

نمونه دیگر که آقای دکتر سروش گفته اند: روایاتی داریم که پیامبر افرادی را می‌فرستاد تا کسانی را ـ که او را هجو می‌کردند، بکشند. شاید روایات هم دروغ باشد، اما مسلمانان آن را مذموم ندانسته‌اند جزء اعتقادات بوده من کار ندارم پیامبر فرستاده بکشند یا نه. پس از پیروزى قاطع مسلمانان در نبرد بدر، آتش حسادت و دشمنى در وجود یهودیان شعلهور شد آنان در یک اقدام هماهنگ، تهاجم همه جانبهاى را علیه اسلام آغاز کردند. آنان از حربه شعر نیز بر علیه مسلمانان استفاده مىکردند که تاثیر آن به مراتب بیشتر از شمشیر بود؛ آنان به میان مشرکان قریش و سایر قبایل دشمن پیامبر می رفتند و با خواندن اشعاری آنان را تحریک به کشتن پیامبر و مسلمانان می کردند و همین شاعران یهود نقش به سزایی در وقوع جنگ احد و جنگ احزاب داشتند، بنابراین پیامبر(ص) به ناچار باید با عوامل اصلی جنگ‌افروزی علیه مسلمانان مقابله می کرد.

در ادامه پرسش هایی از سوی حاضران در جلسه مطرح شد که دکتر اسماعیلی به آنها پاسخ دادند.


١٠:١٠ - سه شنبه ٧ ارديبهشت ١٤٠٠    /    عدد : ٤٩٩٥    /    تعداد نمایش : ٤٨


برای این خبر نظری ثبت نشده است
نظر شما
نام :
ايميل : 
*نظرات :
متن تصویر را وارد کنید:
 

خروج